khat khati

دمش گرم...

باران را میگویم.

آهسته روی شانه ام زد و گفت:

خسته شدی امروز را استراحت کن.

من به جایت میبارم...ناراحتناراحت 

نوشته شده در جمعه ٢۸ تیر ۱۳٩٢ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ توسط sara نظرات () |

Design By : nightSelect.com