khat khati

دیگر از تمام دیالوگ های عاشقانه خسته شدم
دلم فقط یک سلام,یک دوستت دارم خشک و خالی
از لبــانی با صــــــداقـــــــت مـی خــــــواهد . . . . .!

نوشته شده در پنجشنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩٢ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ توسط sara نظرات () |

دوس دارین موضوع مطالبی ک  میذارم چی باشه؟

عاشقانه...عارفانه...طنز...یا...

اگ میخواید این وب مورد سلیقتون باشه...بگید دیگ...گریه

در ضمن نظر و پیشنهاد یادتون نره...

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٢ساعت ٤:۱٦ ‎ق.ظ توسط sara نظرات () |

دو خط موازی همدیگر را می بوسند
اگر .....
پای عشق در میان باشد.....
از فاصله چه میگویی؟!

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٢ساعت ٤:۱٢ ‎ق.ظ توسط sara نظرات () |

بگو تمام تـــــــــو مال مــــن است
دلــــــــم میخواهد
حســـادت کنم به خـــــــودم…

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٢ساعت ٤:۱۱ ‎ق.ظ توسط sara نظرات () |

به زخم هایم می نگری؟!
درد ندارد دیگر...
روزی که رفتی...
مرگ تمام دردهایم راباخودش برد!
مرده ها درد نمی کشند!
حرف آخرم این است...
برنگرد دیگر!!
زنده ام نکن!!

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٢ساعت ٤:٠۸ ‎ق.ظ توسط sara نظرات () |

حرفت که میشودباخنده میگویم:یادش بخیرفراموشش کردم..... امانمیدانندهنوزهم کسی اشتباه تماس میگیردسست میشوم که نکندتوباشی....!!خنثیخنثی

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٢ساعت ٤:٠٥ ‎ق.ظ توسط sara نظرات () |

کاش من هـــــم دکمــــه alt+shift داشتــــم
تا وقتی حرفهـــــایم را نمی فهمیــــدی
زبان گفتـــه هــایم را عوض مـــی کردم

نوشته شده در دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩٢ساعت ۳:۱٢ ‎ق.ظ توسط sara نظرات () |

این متنو خیلی دوست دارم.دنیایی از مفهومه.بادقت بخونیدش:
نه اسمش عشق است،نه علاقه ونه حتی عادت....
حماقت محض است دلتنگ کسی باشی که دلش با تو نیست....

نوشته شده در دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩٢ساعت ۳:۱٠ ‎ق.ظ توسط sara نظرات () |

تلخ است!!!
دوستش بداری و تنها خدا داند!!!
خدایی که مهر او را میدهد، باورش را به خواهد داد...
شاید زود... شاید دیر...
ولی خدا میداند!

نوشته شده در دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩٢ساعت ۳:٠٩ ‎ق.ظ توسط sara نظرات () |

ابی یعنی غرق در خوشحالیمچشمک

عشق می ورزم که استقلالیم
آسمان گفتا ز قرمز خالیم

گر سرم را از تنم سازی جدا

باز می گویم که استقلالیم . . .بغل

خداییش هر کی ابنو ببینه و نظر نذاره چ استقلالی چ پرسپولیسی ب تیمش خیانت کرده...

از ما گفتن بودابروابروابرو

نوشته شده در دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩٢ساعت ٢:٤٧ ‎ق.ظ توسط sara نظرات () |

میگویند
پیاز اشک آور است
ولی من سیب زمینی هم که پوست می کنم
نام تو کافیست
برای اشک های بی موقع ام....

نوشته شده در دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩٢ساعت ٢:٤٥ ‎ق.ظ توسط sara نظرات () |

میخندم
صدای خنده ام جهان را پر میکند اما ...دلم را خالی
میخندم تا مبادا اشکم را ببینی
تو که ارزو داشتی موقع رفتنت شکستن مراببینیناراحت

نوشته شده در دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩٢ساعت ٢:٤۳ ‎ق.ظ توسط sara نظرات () |

به سادگی رفت ...

به سادگی بخشیدم ...

حالا مانده ام...

چگونه بدون او به سادگی زندگی کنم؟!سوال

نوشته شده در دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩٢ساعت ٢:٤۱ ‎ق.ظ توسط sara نظرات () |

فرض کن به عکاس بگویم تارهای سپید را سیاه کند ...
و چین و چروک ها را ماست مالی ...
و حتی از آن خنده ها که دوست داشتی برایم بکارد !
باز هم از نگاهم پیداست که چقدر به نبودنت خیره مانده ام !گریه

نوشته شده در دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩٢ساعت ٢:۳۸ ‎ق.ظ توسط sara نظرات () |

ﮔﺎﻫﯽ ﻣﻌﺸﻮﻕ ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﻋﻤﻞ ﻣﯽﮐﻨﺪ
ﻫﺮﭼﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺰﺩکتر میشوی ، ﺩﻭﺭﺗﺮ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ می ﺭﺳﺪ
ﻫﺮﭼﻪ ﻓﺎﺻﻠﻪ اش ﺑﯿﺸﺘﺮ می ﺷﻮﺩ ، ﺑﺰﺭﮒ تر ﺑﻪ ﻧﻈﺮ می ﺭﺳﺪ
ﭼﺸﻢ ﻣﯽﺑﻨﺪﯼ ، می ﺑﯿﻨﯿَﺶ
ﭼﺸﻢ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ، ﻧﯿﺴﺖ
ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺩﯾﺪﯼ ﭼﻨﯿﻦ ﺍﺳﺖ ، ﺻﻤﯿﻤﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺗﺴﻠﯿﺖ ﺑﮕﻮ !

نوشته شده در دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩٢ساعت ٢:٢٤ ‎ق.ظ توسط sara نظرات () |

سلام روزگار ...
چه میکنی با نامردی مردمان ...
من هم ...
اگر بگذارند ...
دارم خرده های دلم را ...
چسب میزنم ...
راستی این دل ...
دل می شود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نوشته شده در دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩٢ساعت ٢:۱٩ ‎ق.ظ توسط sara نظرات () |

بعضی وقتا هست ک دلت میخواد اونیک دوسش داری کنارت باشه...

محکم بغلت کنه بذاره اشک بریزی تا سبک شی...

بعد تو گوشت بگه:

دیوونه چته من ک کنارتم!!!!!!!!!افسوس

نوشته شده در دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩٢ساعت ٢:٠٤ ‎ق.ظ توسط sara نظرات () |

Design By : nightSelect.com